تبليغاتX
اقلیم شناسی نوین

یتمشیلک عمریم اولدی سنده بر باد اردبیل(زندگی 70 ساله ی من به پای تو رفت ای اردبیل......)

اب وهوای اردبیل:تصویر رویایی 4 فصل در یک قطعه زمین .........

یک نکته ی جالب وعجیب, مربوط به استان اردبیل اب وهوای این استان است.....

اقلیم اب وهوای خشک سرد و نیمه خشک سرد,اب وهوایی,چیره در بیشتر نواحی استان میباشد.رطوبت 15 الی 30 درصد در نواحی خشک سرد ورطوبت 20 الی 50 درصد در بخشهای نیمه خشک سرد ثبت شده است...

 البته نواحیی در شهرستان های اردبیل,مشگین شهر,وخلخال دارای اقلیم نیمه مرطوب سرد میباشند.در این نواحی رطوبت از 40 تا 80 درصد ودرجه ی حرارت در سردترین روزهای سال 0تا7- میباشد.. ....  سرما, مشترک تمام اقلیم های استان است.

نکته ی جالب , اب وهوای بخشهای شمال استان است..اگر یک نگاه به نقشه ی اقلیمی ایران بیاندازید..خواهید دید قسمت شمالی استان اردبیل دارای اب وهوای خشک است.... این دور از انتظار است.....

استانی که همه انرا با سر سبزیهای گردنه ی حیران و جاده ی زیبای اسالم به خلال میشناسند!!..ایا ممکن است؟ بله این ممکن شده قدرت لا یزال خداوندی این را ممکن کرده..در نواحی شمالی این استان یعنی شهرستانهای پارس اباد,بیله سوارو مغان اقلیم خشک ونیمه خشک معتدل حکمفرماست. هرچند اقلیم این منطقه تحت تاثیر اب وهوای غالب استان کمی به سردی نهاده..ولی نکته ی قابل تامل ثبت گرمای بیش از 40 درجه ی سانتیگراد در گرمترین روز های تابستان برای این ناحیه است(قابل توجه بندریها .. شرجی نیست ولی گرمه)....

البته  بالای استان اردبیل  باید همرنگ نقاط کویری ودشتی فرض شود

 ناحیه ای که دشت مغانش می خوانند...از طرفی ثبت دمای30- درجه ی سانتگراد در نواحی مسکونی مرتفع استان همه ساله تکرار میشود ....و این نشانگر اختلاف 70 در جه ای گرمترین و سردتریت نقاط این استان است.....شما یک استان نام ببرید وسعتی به اندازه ی استان اردبیل داشته باشد و اختلاف 70 در جه ای دما را هم دارا باشد....

نوشته شده توسط بابک در 22:14 |  
+ نوشته شده توسط اکبر در شنبه 1388/04/13 و ساعت 23:1 |
نويسنده: آيرين شيوايي

مي دانيد تغيير آب و هواي زمين، رخدادي كه اين روزها در سراسر دنيا شاهدش هستيم در بسياري از بخش هاي زندگي انسان به طور مستقيم تاثير مي گذارد؟ سلامت و بهداشت انسان ها از بسياري جهات وابسته به شرايط اقليمي محلي است. تغيير اقليم، سلامت انسان ها را به خطر مي اندازد؛ اما چون بسيار آرام و بي صدا رخ مي دهد، متوجه آن نمي شويم. با گرم شدن زمين بسياري از بيماري هاي قلبي و عروقي، تنفسي، عفوني و ميكروبي افزايش مي يابند.
    در سراسر جهان شيوع برخي بيماري ها و گسترش آنها بستگي به آب و هواي محلي دارد. دماهاي بسيار زياد يا بسيار كم ممكن است به از دست دادن زندگي منجر شود. از طرفي دماي بالاي هوا موجب افزايش آلودگي هوا و آب مي شود كه به نوبه خود بر سلامت انسان تاثيرگذار است.
    تغيير اقليم با بالابردن دماي ميانگين كره زمين بر بهداشت و سلامت انسان ها تاثير مي گذارد. چنين تغييري شدت و ميزان جبهه هاي هواي گرم را در برخي مناطق بالامي برد. شدت يافتن جبهه هاي هواي گرم دماي يك منطقه را ممكن است بسيار بالاببرد. چنين آب و هوايي براي افرادي كه آسم يا بيماري هاي قلبي دارند، افراد مسن و كم سن بسيار آسيب رسان است.
    تغيير آب و هوا موجب رخ دادن بلاياي طبيعي بسياري مانند توفان هاي شديد، سيل و هجوم جبهه هاي هواي گرم مي شود. تلفات ناشي از اين بلايا از ديگر پيامدهاي تغيير اقليم زمين است. بسياري افراد در چنين رخدادهايي جان خود را از دست مي دهند يا مجروح و دچار بيماري هاي مسري يا اختلالات روحي و رواني مي شوند.
    تغيير اقليم، بيماري هاي مسري و عفوني را، بخصوص آن دسته كه در مناطق گرمسيري بيشتر شايع هستند يا به وسيله پشه و حشرات منتقل مي شوند، گسترش مي دهد. چنين بيماري هايي شامل مالاريا، تب استخوان شكن، تب زرد و ورم عفوني مغز مي شود. مالاريا، يكي از بيماري هايي كه در مناطق استوايي شايع است، در استان هاي گرمسيري ايران نيز رايج است. بنابر گفته دفتر طرح ملي تغيير آب و هوا در ايران، تحقيق روي ميزان بروز مالاريا از سال 1982 تا 1988 در كشور نشان مي دهد كه ميزان موارد ابتلابه اين بيماري با وجود افزايش امكانات بهداشتي و درماني رو به رشد است.
    تغيير اقليم زمين بر كيفيت هوايي كه تنفس مي كنيم نيز تاثير مي گذارد. بيماري هاي تنفسي با حضور آلاينده هاي هوا به خصوص ازون لايه هاي پايين جو شديدتر مي شوند.
    ازون لايه هاي نزديك سطح به بافت هاي ريه آسيب مي زند و براي افرادي كه بيماري آسم يا ديگر بيماري هاي مزمن ريوي دارند، بسيار مضر است. آفتاب و دماي زياد هوا به همراه آلاينده هاي ديگر مانند اكسيد نيتروژن موجب افزايش ميزان ازون لايه هاي پايين مي شود. گرمايش زمين ميزان اين آلاينده را افزايش مي دهد.
    به نظر مي رسد اگر هرچه سريع تر اقدامي براي مبارزه با گرمايش زمين انجام ندهيم، ممكن است انسان هاي زيادي حتي جان خود را از دست بدهند.
+ نوشته شده توسط اکبر در سه شنبه 1388/02/08 و ساعت 3:39 |
امکان سنجی اقلیمی کشت مرکبات در پارس آباد مغان

دوستان عزیر جکیده پایان نامه اینجانب در وبلاک حاضر درج شده است علاقه مندان جهت دریافت کل

پایان نامه با اینجانب مکاتبه نمایند. با تشکر فراوان وطن خواه سادات

   چکیده

يكي از عوامل مهم در زندگي انسان، آب و هواست. آب و هوا از مهم ترين عوامل تاثيرگذار بر روي تمامي موجودات زنده مي باشد، كه زندگي انسان و فعاليت هاي آن را تحت تاثير قرار مي دهد. از قرن نوزدهم به بعد، بخصوص در دهه اخير روش هاي علمي و اصولي در زمينه اقليم و كاربردهاي آن در زمينه هاي مختلف ابداع شده است. يكي از كاربردهاي مهم آن در زمينه كشاورزي مي باشد كه بدون مساعدت شرايط اقليم و شناسايي پديده ها و عناصر اقليمي، كارهاي كشاورزي موفقيت آميز نخواهد بود. 

 اين تحقيق به منظور بررسي پرورش مركبات با شرايط آب و هوائي منطقه پارس آباد مغان صورت گرفته است. اين امر مستلزم توجه به نيازهاي آب و هوائي مركبات و پژوهش در ويژگيهاي اقليمي محل مورد مطالعه و يافتن جنبه هاي مثبت و منفي ويژگيها با نيازهاي گياهان مورد نظر است. در تحقيق حاضر  سعي وافر در اين مورد به عمل آمده است. نتايج حاصل از تجزيه و تحليل عناصر اقليمي و تطبيق آن با نيازهاي اقليمي مركبات با توسل به روشهاي آماري به ويژه آزمون كاي دو نشان مي دهد كه بطور كلي بسياري از ارقام مركبات، مخصوصاً ارقام حساس به سرما مانند گروه ليموها، با شرايط آب و هوائي پارس آباد مغان سازگاري ندارد ولي امكان ايجاد نهالستان، مخصوصاً برخي از ارقام مانند مركبات زينتي، نهالهاي پيوندي، مركبات نادر و گران قيمت، نارنگي انشو با استفاده از بعضي امكانات (مثل گلخانه) امكان پذير است.    

                                                                           

+ نوشته شده توسط اکبر در سه شنبه 1388/02/08 و ساعت 3:36 |
ایران سرزمین بسیار متنوّعی است که این تنوع علاوه بر ویژگی های انسانی در ویژگی های طبیعی آن هم مشاهده می شود.سرزمین ایران  در اثر استقرار بین سه صفحۀ عربستان،اوراسیا و هند به صورت یک تودۀ برجسته درآمده است.بر اثر این شکل یابی تکتونیکی[1]،مرزهای خارجی این سرزمین به صورت برآمده قسمت های فرو رفته مرکزی و داخلی را در میان گرفته است(بابائی فینی و فرج زاده،1381).مورفولوژی[2] کلی این سرزمین در نیمۀ غربی برجسته،پر عارضه و بر عکس در نیمۀ شرقی و مرکزی کشور کم عارضه،کم ارتفاع و نسبتاً یکنواخت است.این تفاوت مهم مورفولوژیکی به همراه مو قعیت عمومی جغرافیایی،یعنی  قرار گیری در کمربند خشک کرۀ زمین و قرارگرفتن منابع عمدۀ رطوبتی در غرب آن،نقش بسیار مهمی در  پدیدآوردن سیمای طبیعی سرزمین ایران به شکل کنونی داشته است.در این میان بارندگی های زندگی بخش در گسترۀاین فلات زمانی رخ می دهند،که دو عامل اساسی آن یعنی رطوبت و صعود وجود داشته باشدکه تحقیقاً نحوۀ پراکنش بارش در سطح کشور،تابع نحوه و میزان فراهمی این دو عامل است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اکبر در یکشنبه 1388/01/02 و ساعت 23:26 |

سراب یک پدیده فیزیکی اپتیکال است که در اثر خطای چشم و انعکاس نور از یک هوای گرم در حال حرکت به سمت بالا در مجاورت شن یا زمین سنگی ایجاد می شود. سراب معمولا به فاصله 10 کیلومتری از شما تشکیل می شود . سراب باعث می شود که شما اجسامی را که 5/1 کیلومتر یا بیشتر با آن فاصله دارند در حال حرکت ببینید .
علت ایجاد سراب به این خاطر است که دانسیته هوا در مجاورت زمین گرم کاهش می یابد و لایه نازکی از هوای گرم با دانسیته کم در حال حرکت به سمت بالا تشکیل می شود . این تغییرات شدید دانسیته هوا عاملی می شود که شما تصویر انعکای آسمان را بر روی زمین مشاهده کنید و این چیزی نیست جز سراب.

سراب و راه کارها

وجود سراب باعث می شود دید شما نسبت به اجسام یا ضایعات طبیعی در فاصله 10 کیلومتر یا بیشتر به شدت کاهش یابد و عملا شما قادر نباشید اجسام در فاصله دور را تشخیص دهید . همچنین سراب در یک محیط مسطح باعث می شود که شما خود را در یک جزیره ای که با آب محاصره شده ببینید. دیدن اجسام در پشت سراب عملا غیر ممکن است.
سراب باعث می شود که شما قادر به تشخیص نقطه هدف نشوید و نتوانید فواصل را به درستی تخمین بزنید . برای غلبه بر پدیده سراب کافیست به بالای سطحی با ارتفاع 3 متر یا بیشتر بروید تا بر آن غلبه کنید . با این کار شما در بالای سطح هوای گرم مجاور سطح کویر قرار می گیرید و به این ترتیب انعکاس نور کمتری را خواهید دید و سراب عملا نا پدید می شود .
در هنگام روز دمای هوا در هنگام ظهر به 50 تا 60 درجه سانتی گراد می رسد (در فصل گرما ) . جالب است بدانید دمای زمین کویر (شن یا خاک) 10 تا 15 درجه گرمتر از دمای هوا خواهد بود و دمای محیط سایه 10 تا 15 درجه خنکتر از دمای هوا می باشد. در کویر در صورتی که به سمت خورشید حرکت می کنید فواصلی که در دور دست می بینید فاصله ای 2 برابر آن چیزی که شما می بیند دارند ولی در صورتی که پشت به خورشید حرکت می کنید فواصل دور دست تقریبا همان فاصله واقعی را دارا می باشند . توجه به این نکته در تخمین فاصله ها در هنگام روز بسیار حائز اهمیت است. علت ایجاد این پدیده همان وجود اختلاف زیاد دانسیته است و شعاع های نوری به حالت منحنی در آمده و شما اجسام را بزرگتر و نزدیکتر می بینید . همچنین ارتفاع این اجسام بالاتر از سطح واقعی آنها خواهد بود (مانند شکل)
به دلیل وجود سراب پیشنهاد می شود زمان حرکت در محیط کویر را در زمان طلوع یا غروب خورشید و یا شبهای مهتابی انتخاب کنید . شدت نور در کویر نسبت به سایر مناطق بمراتب بیشتر است . ماه در کویر بسیار نورانی است . شدت بادها در هنگام شب کاهش می یابد یا به کلی قطع می شود و گرد و غبار نا پدید می گردند . به دلیل رطوبت بسیار جزئی در هنگام شب کویر ، فواصل بسیار دور قابل رویت هستند و نورهای بسیار ضعیف در این فواصل قابل تشخیص می باشند. همچنین صدا تا مسافت بیشتری نفوذ می کند.
به این نکته توجه داشته باشید ، در شبهای که ماه در آسمان نیست , دید بسیار کم است و خطرات گم شدن در صورت نا آشنا بود به منطقه بسیار زیاد است. توصیه می شود در اینگونه شبها حتما از وسایل جهت یاب مانند قطبنما و جی پی اس استفاده کنید.
منبع: محسن ادیب- سایت بیابان ها و کویرهای ایران


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اکبر در پنجشنبه 1387/12/29 و ساعت 23:33 |
هاريکن ها چرخند هايي هستند که برروي اقيانوس هاي گرم حاره اي توسعه مي يابند و داراي باد هاي تقويت شوند هاي هستند که سرعت آنها حد اقل 64 نات (74 متر در ساعت ) مي باشد اين توفان ها قابليت توليد باد هاي خطر ناک و باران هاي سيل آسا و طغيان گرا دارند که همه اين موارد باعث بروز خسارات فراوا

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اکبر در پنجشنبه 1387/12/29 و ساعت 23:32 |

 سيستم طبقه بندي دومارتن[1] :

 دومارتن با تغييراتي در فرمول ترانسو[2] و جايگزين كردن عامل تبخير با نمايه اي از دماي هوا، فرمول زير را پيشناهد نمود :

                                      ( 3-3)                                                       

در رابطه فوق :

T = متوسط دماي سالانه بر حسب درجه سانتي گراد ،

I= ضريب خشكي دومارتن مي باشد.

جدول ( 4-1) سيستم طبقه بندي دمارتن ( نقل از: عليزاده، 1381، ص252)

نام اقليم

محدوده ضريب خشكي دومارتن (I)

خشك

كوچكتر از 10

نيمه خشكي

10 تا 9/19

مديترانه اي

20تا 9/23

نيمه مرطوب

24تا 9/27

مرطوب

28 تا9/24

بسيار مرطوب

بزرگتر از 35

با توجه به ميانگين بارندگي سالانه در پارس آباد مغان، 2/271 ميليمتر و دماي سالانه هوا 94/14 درجه سانتيگراد است كه ضريب خشكي دومارتن 87/10 مي باشد، و در نتيجه آب و هواي منطقه در محدوده آب و هوايي  نيمه خشك واقعه شده است.

4-12-3- سيستم طبقه بندي سليانينوف[3] :

اين روش براساس نسبت بارندگي به گرما، استوار است. ضريب اصطلاح هيدروترميك سليانينوف از فرمول زير محاسبه مي گردد :

                   ( 3-12)                                                                        

   = ضريب سليانينف ،

  = مقدار كل بارندگي سالانه ( برحسب ميلي متر)،

  = مجموع درجه – روز سالانه بر مبناي صفر ، مي باشد (عليزاده، 1381، ص 255).

جدول ( 4-4) محدوده هاي طبقه بندي اقليمي به روش سليانينوف (نقل از: عليزاده، 1381، ص254)   

نوع اقليم

ضريب سليانينوف

بياباني

I <0/5

استپ بياباني

0/5 < I <0/7

استپ خشك

0/7 < I <1

استپ جنگلي

I >1

 با توجه به اينكه در دوره آماري 2005- 1984 مجموع بارندگي سالانه پارس آباد مغان 2/271 ميلي متر، مجموع  درجه – روز سالانه ( بر مبناي صفر درجه سانتي گراد)، حدود 1/5453 و ضريب سليانينوف 49/0 محاسبه شده است، نوع اقليم  ((اقليم  بياباني )) تعيين مي گردد.

ضريب رطوبتي ايوانف[4]:

 روش ايوانف براساس مقايسه بارندگي و تبخير استوار است. در اين روش ضريب رطوبتي I با استفاده از فرمول زير محاسبه مي شود :

                 (4-13)                                                              

    در رابطه فوق:

I= ضريب ايوانف،

P= مجموع بارش سالانه بر حسب ميلي متر،

E= تبخير ماهانه بر حسب سانتي متر، مي باشد ( عليزاده و همكاران، 1384، ص 340).

 (4-14)                                                          

  T= متوسط درجه حرارت ماهانه ( )

 r= متوسط رطوبت نسبي ماهانه (%)

= جمع تبخير در ماههاي سال (cm)

جدول (4-5) محدوده هاي طبقه بندي اقليمي با ضريب ايوانف ( نقل از عليزاده و همكاران، 1384، ص 340).

نوع اقليم

محدوده ضريب رطوبتي ايوانف

مناطق بسيار مرطوب جنگلي

I ≥ 1/5

مناطق مرطوب جنگلي

1/49 ≥ I ≥ 1

مناطق استپي جنگلي

0/99 ≥ I ≥ 0/6

استپي

0/59 ≥ I  ≥ 0/3

بياباني

I 0/13             0/29 ≥

صحرايي

0           ≤I         0/12 ≥

با توجه به داده هاي جدول ( 4-5)، ضريب رطوبتي ايوانف حدود 11/1 % بر آورد شده و نوع اقليم آن، (( مرطوب جنگلي )) تعيين مي گردد.

سيستم طبقه بندي كوپن[5] :

 سيستم طبقه بندي كوپن (دانشمند اقليم شناس اتريشي) كه مورد قبول اكثر اقليم شناسان مي باشد اصولاً بر اساس رابطه بين بارندگي – مقدار و توزيع آن در طول سال- و درجه حرارت استواراست. ( عليزاده و همكاران، 1384، ص 336). در اين روش فرض شده است كه :

1)     هر چه درجه حرارت زياد شود، براي آنكه درجه خشكي ثابت باشد، لازم است كه مقدار بارندگي نيز افزايش يابد.

2)      اگر تمام بارندگي در فصل سرما براي يك دوره خشكي معين صورت گيرد، به مقدار نسبتاً كمي بارندگي نياز است، ولي اگر بارندگي به طور يكنواخت در سراسر سال توزيع شده باشد به مقدار زيادتري باران احتياج است. حداكثر بارندگي زماني مورد نياز است كه اكثر ريزش هاي جوي در طول فصل گرما صورت گيرد (جعفري ، 1385 ص 13). .

طبقه بندی اقليمی کوپن بر اساس بارش و ميانگين دمای ماهانه و سالانه انجام شده است. براين اساس، ابتدا با توجه به تاثير آب و هوا در پوشش گياهی زمين، پنچ گروه آب و هوا را، با علامت های اختصاری (A = حاره ای) – (.B= خشک=.)- (معتدل=C) - (سرد = D) (قطبيE =.)  مشخص می کند، پس از آن هر کدام از پنج گروه ياد شده با توجه به ويژگيهای ديگر، به گروههای کوجکتر تقسيم ميشوند (کاوياني و عليجانی،1383، ص362-366).                                                                         

مراحل تعيين اقليم به روش کوپن

ميانگين دماي گرمترين ماه سال در پارس آباد مغان بيش از 10سانتيگراد است، بنابراين جزء (A، B، C، ِD) بشمار مي آيد. برای تمايز بين چهار اقليم، بارش شش ماه سرد سال پارش آباد، 55 درصد بارش سالانه است. چون بارش سالانه ايستگاه (2/27 سانتيمتر)، بيش از دو برابر ميانگين دماي سالانه (94/14) بارش سالانه نيست، اين شهر جزو آب و هواي گروه B مي باشد. براي مشخص كردن حرف دوم  با استفاده از فرمول (7+t) 2 < =  BS چون بارش سالانه از دو برابر دماي سالانه به اضافه 7 كمتر است پس پارس آباد جزو گروه BS قرار مي گيرد و نيز چون ميانگين دماي سالانه كمتر از 18 مي باشد پس حرف سوم  (K)، مشخص كننده آب و هواي ايستگاه پارس آباد مغان مي باشد بنابراين علامت اختصاري، آب و هواي پارس آباد مغانBsk) ) است، يعني آب و هواي اين شهر جزو آب و هواي نيمه بياباني قرار مي گيرد.

 نمودارهاي اقليمي

از مقايسه مقدار بارندگي ماهانه با تبخير - تعرق مطلق در شرايط مختلف يك منطقه بررسي پراكندگي مكاني و دوره هاي فراواني و كمبود آب (الگوهاي تعادلي آبي) مربوط به بارندگي ماهانه، امكان پذير مي باشد. با انجام چنين كاري توجه محقق به ماهيت مشكلات و احتياجات آبي يك منطقه جهت زراعت و دامپروري موفقيت آميز، جلب مي گردد (دهقانيان و همكاران، 1374، ص 128).

نمودارهايي كه براي اين منظور به كار گرفته مي شوند عموماً شامل منحني آمبروترميك، منحني هايترگراف و آمبرژه مي باشد.

روش  آمبرژه[6]:

با توجه به آنكه ميانگين بارش سالانه دروه آماري منطقه مورد مطالعه حدود 2/271 ميليمتر بوده و از طرفي ميانگين حداكثر دما در گرمترين ماه سال 34 درجه سانتيگراد و ميانگين حداقل آن در سردترين ماه سال در ژانويه 7/0- درجه سانتيگراد بوده ودر فرمول آمبرژه داريم:

 Q2= ضريب آمبرژه

 P= ميانگين بارندگي سالانه به ميليمتر

M = ميانگين حداكثر درجه حرارت در گرمترين ماه سال (كلوين)  M=273+34=307

M = ميانگين حداقل درجه حرارت در سردترين ماه سال (كلوين) m=273+(-0/7)

              (4-11)

نمودار (3- ) اقليم نماي آمبرژه

با توجه به ميانگين حاصل از دوره آماري 2005- 1984 پارس آباد مغان جدول (4-1)، ضريب ، حدود 27 محاسبه شده و اقليم پارس آباد مغان (( نيم خشك سرد ))، تعيين مي گردد.


1- De Martonne

  2- Transeau

1- Selyaninow

1-Ivanov

1- Koppen

1- Emberger

+ نوشته شده توسط اکبر در سه شنبه 1387/11/29 و ساعت 21:15 |
راز مثلث برمودا


در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.

در حدود ساعت 5/10 شامگاه 29 ژانویه 1948 هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با 26 مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.
چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود « هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد»

با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
در ساعت 45/7 دقیقه بامداد روز 17 ژانویه 1949 کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره « برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در « جامائیکا» برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز « مثلث برمودا» به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.
کاپیتان 40 دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.
پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.
وجه تسمیه «مثلث برمودا»
در روز 5 دسامبر 1945 پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره 19 نامیده می شد، از پایگاه نظامی « فورت لودردیل» واقع در « فلوریدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها می بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.

قبلا جندین بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
در ساعت 10/2 دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود 200 مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت 45/3 دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
- برج مراقبت ... وضع اضطراری پیش آمده ... انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم... تکرار می کنم ... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.
مسئول برج مراقبت پرسید:
- حالا در چه موقعیتی هستید؟
- موقعیت خود را به درستی نمی دانیم ... اصلا نمی دانیم کجا هستیم . به نظر میرسد راه را گم کرده ایم.
مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.
برج مراقبت گفت:
- طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.
ستوان « تایلور» پاسخ داد:
- ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست... همه دستگاه ها از کار افتاده ... همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی توانیم تشخیص دهیم.
حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است...
چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش ریسید که دیوانه وار فریاد زد:
- ما وارد آب های سفید می شویم ... خطر همچون دشنه ای به سوی ما می آید... کمک ... کمک ...
و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.
مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای « مارتین مرینر» با 13 سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.
در ساعت 4/7 دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در « اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره 19 بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.

سپیده دم روز بعد، 242 فروند هواپیما و 18 فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.

هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.
واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.
نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا

پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند.
و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند.
برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »
براي نمايش تصوير در سايز اصلي اينجا را كليك كنيد. سايز اصلي تصوير640در480 ميباشد

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.
علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.

علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.


  • آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟
  • آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟
و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.
+ نوشته شده توسط اکبر در پنجشنبه 1387/10/12 و ساعت 15:38 |